نگار زندگی
|
sky
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه ... مي باره و مي باره و ... اينقدر مي باره تا آبي شه ... آفتابي شه ...!!! کاش ... کاش مي شد مثل آسمون بود ... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده
توی اسمون دنیا هر کسی ستاره داره
چرا وقتی نوبت ماست اسمون جایی نداره
واسه من تنهایی درده درده هیچ کسو نداشتن
هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن دیگه باور کردم این رو که باید تنها بمونم
تا دم لحظه ی اخر شعر تنهایی بخونم
موضوع : | *| نوشته شده در چهارشنبه 18 مرداد1385 و ساعت 18:1 توسط معین جون | |
درباره وبلاگ
![]() منو ي وبلاگ
آرشيو
پيوندها
آمار وبلاگ
طراح قالب
.
|