|
تنهایی solitary
ای خدا آه ای خدا از توی آسمونا گوش بده به درد من كه میخوام حرف بزنم واسه یك روز هم شده سكوتم رو بشكنم ای خدا خودت بگو واسه چی ساختی منو؟ توی این زندون غم چرا انداختی منو؟ چرا هر جا كه میرم در به روم وا نمیشه؟ چرا هر جا دلیه میشكنه مثل شیشه؟ ای خدا حرفی بزن اگه گوشت با منه این چیه كه قلبمو داره آتیش میزنه؟
نمی تونم نمی تونم خنده کنم / دلم رو از خوشی ها اکنده کنم/ اخه تنهام اخه تنهام/ یه اشنا سنگ صبور یه کس می خوام /دیگه دارم خفه می شم نفس می خوام /اخه تنهام اخه تنهام/
از تحمل کردن بیزارم. اما الان همه زندگیم شده تحمل و دم نزدن. از نا امیدی متنفرم، اما دست به هر کاری که میزنم، آخرش بدون استثنا نا امیدیه. نمیدونم کدوم احمقی این فکر رو تو کله من انداخت که می تونم بنویسم، هر کی بود من رو به بیراهه کشوند.
افسوس از زمانی که باید دوست بداریم کوتا هی میکنیم و زمانی که دوستمان دارند لجبازی میکنیم و پس از آنکه از دست میدهم آه ه ه ه می کشیم.
به امید تو...
خدایا !! چرا تنها هستم؛می دانم زجر گناهانم را باید به تنهایی بکشم. با رالها مرا از خود مران و تنهایی ام را با توفیق اطاعت و عبادتت از من بگیر . خدایا مرا به همه مهربان کن و محبت بندگانت را در دلم جایگزین فرما..
وقتي هستي نيستم , وقتي نيستي هستم , وقتي هستم نيستي, وقتي نيستم هستي اي همه ي نيست شده ي هستي من, هستي من نيست مي شود وقتي تو نيستي
بر حاشیه ی برگ شقایق بنویسید : گل تاب فشار در و دیوار ندارد
موضوع : | *| نوشته شده در پنجشنبه 15 تیر1385 و ساعت 10:24 توسط معین جون | |
درباره وبلاگ
![]() منو ي وبلاگ
آرشيو
پيوندها
آمار وبلاگ
طراح قالب
.
|